خلاصه ای از سی دی هیزم شکن 5 ( مهندس دژاکام )
به نام قدرت مطلق"

موضوعی که میخواهم در مورد آن صحبت کنم مربوط به صور پنهان و صور آشکار انسان است و میخواهیم ببینیم که به چه درد ما میخورد .
ما میتوانیم بگوییم که اصلاً صور پنهان را قبول نداریم و درست هم است چون نمیبینیم ولی اگر وجود داشت چی؟اهمیت یادگرفتن و شناخت موضوعاتی مانند صور پنهان و آشکار برای ما این است که مطالبی را یاد بگیریم تا در زندگی روزمره خود از آنها استفاده کنیم . صور آشکار و صور پنهان انسان از گذشتههای دور در میان انسانها وجود داشته است .
ما میتوانیم بگوییم که اصلاً صور پنهان را قبول نداریم و درست هم است چون نمیبینیم ولی اگر وجود داشت چی؟اهمیت یادگرفتن و شناخت موضوعاتی مانند صور پنهان و آشکار برای ما این است که مطالبی را یاد بگیریم تا در زندگی روزمره خود از آنها استفاده کنیم . صور آشکار و صور پنهان انسان از گذشتههای دور در میان انسانها وجود داشته است .
این قضیه مانند یه داستانی است که یه شخصی با یک تغار ماست در کنار دریا نشسته بود و با قاشق ماست میریخت تو دریا و به هم میزد یکی گفت چی کار میکنی ؟گفت دارم دوغ درست میکنم!گفت مگه میشود با یک تغار ماست و دریا دوغ درست کرد ؟گفت نمیشود ولی اگر بشود میدونی چه کردهای میدهد.و حالا اگر ما بتوانیم صور پنهان انسان را بشناسیم میدانید چه فوایدی دارد از فیزیولوژی گرفته تا پزشکان و جامعه پزشکی همه دگرگون میشود.و برای روشن شدن این مسئله یه مثلی میزنم:
حال شما فرض کنید که وارد خانهای بشویم و به ما بگویند که شما در این خانه پنج روز مهمان هستید زیاد توجه به آن خانه نمیکنیم ولی اگر به ما بگویند که این خانه همیشه مال شما است یک دفعه تمام تفکرات ما عوض میشود مثلاً اگر دیوار و در و جاهای دیگر خونه خراب باشد درست میکنیم
پس اگر به شما بگویند چند روزی در این جهان زندگی میکنید بعد هیچ نگاه ما مانند همان موقع است که در خانه پنج روز مهمان هستیم ولی اگر بدانیم که ما با مرگ وارد جهان دیگری میشویم و نفس ما در جایی دیگر قرار میگیرد دیگر ما نمیتوانیم جسم خود را خراب کنیم و بگوییم تن سالم برای چی زیر خاک کنیم .
شناخت صور پنهان میتواند ما را به دو جهت هدایت کند میتواند باعث منافع زیادی برای ما بشود یا ما را به سمت انحرافات ببرد مثل یک سری کلاهبرداریها و شیادیها و.....
کسی که با صور پنهان آشنا میشود همیشه باعث پیشرفت آن شخص نمیشود و ممکن است به سمت انحرافاتم کشیده شود و باعث ویرانی و نابودی بشود پس اگر ما موضوع صور پنهان را بشناسیم و درست عمل کنیم مورد استفاده قرار میگیرد و اگر درست عمل نکنیم به سوی نابودی میرویم .
اگر صور پنهان وجود داشته باشد و قبول داشته باشیم پس جهانی دیگر هم وجود دارد چون صور پنهان بدون جهانهای دیگر معنایی ندارد و اگر گفته میشود که صور پنهان انسان که سر دسته آن نفس است و نفس بقاء دارد باید برای سکونت آن جهانی دیگر وجود داشته باشد تا به حیات خود ادامه بدهد .
در این جا اگر ما اعتقاد داشته باشیم که نفس در جهانی دیگر حیات خود را ادامه میدهد. باید قبول داشته باشیم که موجوداتی دیگر هم وجود دارند مانند فرشتگان و شیاطین ارواح خبیث و......
پس اگر وجود داشته باشند دارای اختیاراتی هم هستند و میتوانند مداخلاتی هم بکنند. و دستهای آسمانی فقط برای القای افکار هستند و بقیهاش به اختیار خود انسان است .
همان طور که زمین دارای جو و لایه اوزن است و زمین را از سنگهای آسمانی و اشعه ماوراءبنفش محافظت میکند و از ورود آنها به جو زمین جلوگیری میکند حال برای این که این موضوع برای انسان باعث اذیت و آزار نشود انسان یک حریمی دارد و در دور انسان یک هالهای وجود دارد به شکل تخممرغ و رنگهای مختلفی هم دارد و با یه دستگاههایی قابل اندازهگیری هست تمام موجودات این هاله را در دور خوددارند و انسان هم دارد و این هاله از انسان محافظت میکند و نمیگذارد که همه امواج و القاءها وارد بشوند .
این هاله هم چون لایه اوزن از انسان محافظت میکند خال در کسانی که اندیشهها و افکار پریشان دارند لایه محافظ آنها سوراخسوراخ است و این آدم ها توهم دارند کابوس میبینند و.......... و الآن یک ذره لایه اوزن میگن پاره شده ببینید چه اتفاقاتی داره میافتد و برای همین کسی که به کنگره میاید اول ما باید اون سوراخها رو پر کنیم و بعضی انسانها این موجودات را به کار میبرند برای دعانویسی و...... آیا ما باید بگوییم قبول نداریم و حقیقت ندارد ؟ حقیقت دارد
آیا همهی آنهایی که این کار و میکنند کارشون را بلد هستند؟نه نود و نه درصد بلد نیستند.
و فرق بین ما و دعا نویس ها چیه؟ آنها اگر صد تا دروغ بگویند و یکیش درست باشه همه قبول میکنند ولی آدمهای معمولی اگر صدتا حرف بزنند یکیش دروغ باشه همونجا ما یقهاش را میگیریم.
پس اگر صور پنهانی وجود داشته باشد جسم ما خونه ی اوست و نفس ما در آن سکنی دارد و این نفس وجود دارد تا زمان مرگ و اگر هالهی ما سوراخ باشد کسی دیگه ای میتواند بیاید و زندگی کند در جسم ما.
جسم ما انرژی خود را از خوردن مواد غذایی میگیرد ولی نفس ما مشخص نیست که انرژی خود را از کجا به دست میآورد .
بدن انسان دارای شش چاکرا هست که هر کدام مربوط به قسمتهای مختلفی از بدن است که هر کدام مربوط به یک انرژی است و انرژی خود را از کائنات میگیرند انسانها به طور طبیعی انرژیها را میگیرند و مصرف میکنند چیزی به نام انرژی کاذب وجود ندارد شخصی که مواد مخدر مصرف میکند انرژی بدن خودش را که باید مدت یک هفته مصرف کند در یک روز به کار میگیرد و این انرژی حقیقی است و یا یک راننده تریلی برای مثال که تریاک میکشد و تا بندرعباس میرود از انرژی خود دارد استفاده میکند.
این انرژی هم مثبت دارد و هم منفی اگر قابلکنترل باشد مثبت است ولی اگر قابلکنترل نباشد این انرژی مخرب میشود. مثلاً بمب اتمی یک انرژی است و انرژی در نیروگاه برق هم یک مدل دیگراست. در اینجا استفاده کننده از انرژی فرق میکند مثلاً نور آفتاب به گیاهی میخورد و رشد میکند و یک داروی شیرین و یا یک گل از آن تولید میشود و همان نور به گیاهی دیگر میخورد و چیزی تلخ به وجود میآید. پس همیشه یک رابطه وجود دارد که انرژی از طریق آن دریافت میشود و مورد استفاده قرار میگیرد اگر آن رابط یا واسطه درست انرژی را دریافت نکند به مشکل بر میخوریم .
ما باید طریقه استفاده از انرژی را بلد باشیم و درست از آن استفاده کنیم تا مشکل برای ما درست نشود و اولین چیزی که به وزنهبردارها یاد میدهند این است که بعد از بالا بردن وزنه چطوری آن را رها کند تا تو سر و کمرش نخورد .پس اگر ما هم بخواهیم وارد این مسائل بشویم باید حتماً آن را بشناسیم در بدن ما هزاران هزار کانال وجود دارد و باز هم ما آنها را نمیبینیم و شناختی از آنها نداریم .
مثلث انرژی:
۱-انرژی گیرنده
۲-انرژی دهنده
۳-قاعدهی انرژی
و ما اگر یک مسئلهای را در صور آشکار یک سال طول بکشد تا بفهمیم در صور پنهان صد سال طول میکشد .
و در پایان گفتند انسانهایی که خود را به دست افرادی که انرژیدرمانی میدهند شاید یک انرژی کم و زیاد کنند و کار خرابتر شود و اینطور نیست که هر کسی بیاید بلد باشد شاید تک و توکی باشند در دنیا اونم خداوند این خاصیت را در درونش قرار داده که به ما بگوید که مجهولات زیاد است نه این که آن شخص شفا دهنده باشد.
ارسال : محمد زارع
منبع : وبلاگ لژیون آقای تفرشی